بی اهمیت تر از دیوار

 

دیروز که تمام کوچه را لگد مال کردی

هیچکس سربلند نکرد

مهم نبود شاید

هر صبح کوچه را به سلام مهمان میکردم

و تو با نگاه بدرقه

مهم نبود شاید

درختها را به خواب های سنگین میفرستادم

و گلها را به هوشیاری

آب بود که رویشان میریختم

مهم نبود شاید

پیچک ها را که قطع میکردی

به وصله کردنم نیازی نبود

می مردند و می خندیدی

مهم نبود شاید

آن بی خیالی ها تمام شد

و آن شور و شیدایی سرد

در یخبندان دلم دنبال چه میگردی؟

 

 

/ 3 نظر / 15 بازدید
زویا

[لبخند] قشنگ بود ... خیلی زیاد ... [گل]

بهروز

سلام شعر زیبا ولی سرشار از نومیدی بود به دیدنم بیا RAVA2004.PERSIANBLOG.IR